هشدار: جنگ نزدیک است

اگر قرار باشد جنگی پیش بیاید -زبانم لال- دشمن چه کارهایی قبل از شروع رسمی جنگ انجام میدهد؟

خزانه یک کشور عامل مهمی در یک جنگ محسوب میشود. اگر خزانه یک کشور ذخیره ای برای چند سال جنگ داشته باشد، کار دشمن به ویژه در یک جنگ فرسایشی بسیار سخت میشود.

آنچه در یک خزانه اهمیت دارد پول ملی آن کشور نیست زیرا در صورت جنگ ارزش پول ملی آن کشور بسیار کاهش میابد تا جایی که در صورت فرسایشی شدن جنگ ارزش آن به نزدیک صفر خواهد رسید. پس چه چیزی خزانه  حقیقی یک کشور را تشکیل میدهد؟ دو چیز، "ارز و طلا". پیش از شروع یک جنگ در میدان نبرد، ابتدا جنگ اقتصادی به صورت پنهان میان طرفین شروع خواهد شد.

در جنگ اقتصادی، هدف دشمن خالی کردن هر چه بیشتر خزانه یک کشور از ارز و طلاست.در این راه البته نفوذ در درون سیستم مالی کشور هدف ،همزمان دنبال میشود به ویژه برای کسب اطلاع از میزان و کیفیت خزانه دشمن. اما در باره کشورمان ایران، این جنگ مدتهاست شروع شده است.

اولین گام، تحریم های اقتصادی طولانی مدت بر علیه کشورمان بود که گرچه خیلی مؤثر نبوده-خوشبختانه-اما به علت همین تحریم ها، مجبور شدیم کالاهای اساسی را با مبلغ ارز بیشتری خریداری کنیم که این یعنی خروج بیشتر ازر از خزانه کشور. در دومین گام، با نوسانات قیمت ارز و طلا، و فشار افکار عمومی، دولت کشور مجبور خواهد شد با تزریق ارز وطلای بسیار بازار را به تعادل و افکار عمومی را آرام کند که این هم یعنی خالی شدن بیشتر خزانه از ارز و طلا. پس از این مرحله نوسانات شدید قیمت کالاهای اساسی  شروع شده و علاوه بر نارضایتی گسترده در بین مردم، پشتوانه مالی کشور از پول ملی را خالی میکند.

در این مرحله نیز دولت مجبور خواهد شد اسکناس بیشتری به بازار تزریق کند که این یعنی پایین آمدن ارزش پول ملی و نیز ذخیره طلای پشتوانه این پول. پس در  سه مرحله قبل، توان مالی کشور به طور گسترده کاهش میابد. بعد از مرحله اقتصادی، نوبت به مرحله تبلیغات داخلی و خارجی برای آمادگی افکار عمومی میرسد. در این مرحله در ابتدا تبلیغات در لفافه خواهد بود به این معنی که دشمن، در کشور خود و به طور محدود شروع به مطرح کردن موضوع جنگ با یک کشور میکند. پس از آن بازیها و فیلم هایی برای این منظور میسازد تا افکار عمومی را به آرامی بپزد. وقتی از لحاظ داخلی،آمادگی حاصل شد نوبت به پروپاگاندای رسانه ای بر علیه کشور دشمن میرسد.

در این مرحله، کشور مورد تهاجم تقریباً میفهمد که خبرهایی ست. اینجا دیگر بازی از زیر میز به روی میز می آید. و جنگ آغاز میشود. حالا به چه بهانه ای خدا میداند. اما کشور، توان مقابله با دشمن را در دراز مدت نخواهد داشت. چرا که اولاً از نظر مالی کشور دچار مشکل میشود و نارضایتی - یا شاید خیانت- باعث حوادثی خواهد شد و در حقیقت کشور مجبور است  در دو جبهه داخلی و خارجی بجنگد. به هر حال از نظر من این جنگ پنهان مدتهاست آغاذ شده و ما باید فکری در اینباره کنیم وگرنه  خیلی دیر میشود.